
مکتب نقاشی قاجار به آثار نقاشی اطلاق میشود که در دوره زند شروع شد و تا دورهٔ قاجار و کمی پس از آن امتداد یافت. این شیوه به عنوان سبکی منسجم و مکتبی متشکل در نقاشی ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است که همه ویژگیهای موضوعی و کاربردی یک مکتب نقاشی را دارد. این شیوه بیشتر از تلفیق ویژگیهای هنر نقاشی سنتی ایرانی با عناصر و شیوههای از نقاشی اروپایی شکل گرفت.
هرچند آثاری نزدیک به این شیوه از دوره صفوی در ایران تاحدی مرسوم بود و «فرنگی سازی» نامیده میشد، اما ابتدا در دوره زند و در ادامه آن در دوره قاجار شکل مشخص خود را یافت. پرورش هنر نقاشی بیشتر وابسته به دربار بود و شاهان و شاهزادگان مهمترین سفارش دهندگان آثار هنری و تنها حامیان هنر بودهاند
«سبک» هر دوره به طور عام روشی مشترک است که بر اجرای آثار هنری آن مقطع زمانی با اصول واحد ودرک مشترک زیبایی شناختی حاکم است. آثار نقاشی، و به طور کلی آثار هنری دورهٔ قاجار هم از این قاعده منفک نیست. از آنجا که جریانهای هنری ایران وکشورهای شرقی را معمولاً به حکومت همان دوره نسبت میدهند، مجموع آثار خلق شده در دورهٔ قاجار -اعم ازمعماری، نقاشی، موسیقی، نگارگری، تذهیب وغیره -را به قاجار نسبت دادهاند.
آثار هنری این دوره را «سبک قاجار»نامیدهاند. در حقیقت تکوین آثار دورهٔ قاجار بر اساس میزان درک از زیبایی در آن دوره بودهاست. هنرمند قاجار بخشی از این زیبایی را با رویت آثار اروپاییان درک کرد، و همین امر دلیل خلق برخی آثار به شیوهٔ اآنان است. این شیوه از زمان صفویه در ایران مرسوم شد و «فرنگی سازی» نام گرفت.

ترکیب بندی و آرایش آثار دوره قاجار، تاْثیرپذیری از هنر نقاشی اروپایی را آشکار میسازد. علم پرسپکتیو نمودی رنسانسی، به ویژه ایتالیایی، دارد؛ نقش و نگار پارچه اغلب پارچهها در نقاشیها از نمو نههای قرن هجدهم فرانسوی است؛ شیوه اجرای همانندسازی با بافتهای طبیعی در این آثار به وفور دیده میشود که سعی در بازنمایی مشابه عین خارجی آن دارد. این بازنمایی در نقاشی از چهره نگاری به اوج ظهور میرسد.
همچنین آثار چاپی گوناگون نقاشان اروپایی تاْثیرات گوناگونی بر هنرمندان نقاش قاجار بر جای گذاشت و علاوه بر پیامدهای قابل توجه وحتی کژفهمیهایی نیز به همراه داشت. بازنمایی عین خارجی ناسوتی موضوع، تفسیری است که در مرحلهٔ نخست در تفکر هنرمند مصداق یافته، واین برخورد تلاش میشود واقعیت جهان بیرون جایگزین نقاشی تجریدی در پیوند با شعر و ادبیات شود. در این تلاش، حضور جهانی بیرونی به عنوان موردی نفسانی، در آثار آشکار میشود. بدین ترتیب اثری مستقل از تخیل شاعر و ادبیات به ظهور میرسد.
هنرمند نقاش دورهٔ قاجاریه با مکاشفهای هنری کل تجربیات سنتی و مدرن زمان خود را به نمایش میگذارد.
پس از انقراض سلطنت صفویان، سبکی منسجم و مکتبی متشکل در نقاشی ایران پدید میآید که با توجه به ویژگیهای موضوعی و کاربردی نقاشیها، عنوان «پیکرنگاری درباری» را برای این مکتب مناسب میدانم. عمده مشخصات این سبک عبارتند از: ترکیب بندی متقارن و ایستا با عناصر افقی و عمودی و منحنی؛ سایه پردازی مختصر در چهره و جامه؛ تلفیق نقشمایههای تزیینی و تصویری، و رنگ گزینی محدود با تسلط رنگهای گرم به خصوص قرمز.
این سبک کمابیش تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه باقی است. پیکرنگاری درباری نمایانگر اوج هم آمیزی سنتهای ایرانی و اروپایی است در یک قالب پالایش یافته و شکوهمند. به سخن دیگر، این مکتبی است که در آن روشهای طبیعت پردازی، چکیده نگاری و آذینگری به طرز درخشان با هم سازگار شدهاند. در این مکتب، پیکر انسان اهمیت اساسی دارد؛ ولی به رغم بهره گیری از اسلوب برجسته نمایی، همواره شبیه سازی فدای میثاقهای زیبایی استعاری و جلال و وقار ظاهری میشود. غالباً، شاه، شاهزادگان، و رامشگرن درباری تنها در برابر ارسی یا پنجرهای که پرده اش به کنار جمع شدهاست، قرارگرفتهاند. مردان با ریش بلند و سیاه، کمر باریک، و نگاه خیره در حالی که دستی بر شال کمر و دست دیگری بر قبضهٔ خنجر دارند، نمایانده شدهاند.
و زنان با چهرهٔ بیضی، ابروان پیوسته، چشمان سرمه کشیده و انگشتان حنا بسته در حالتی مخمور به تصویر درآمدهاند. همگی در جامگان زربافت و مروارید نشان، و غرق در جواهر و زینتها تجسم یافتهاند. سریر، تاج، کلاه، سلاح، قالیچه، مخده و جز اینها نیز سراسر نقشدار و فاخر هستند. به طور کلی، افراد بیشتر به واسطة اشیاء معرفی میشوند، و کوششی برای نمایش خصوصیات روانی آنها مشهود نیست. اشیاء فرعی چون صراحی و جام، میوه و گلدان و غیره، فضای دو بعدی تصویر را پر میکنند. در برخی پردهها چشم اندازی از طبیعت یا معماری در پس زمینه به چشم میخورد.

دوره دوم نقاشی قاجار که مقارن با سلطنت ناصرالدین شاه و بعد از آنست. تماس ایران با اروپا روز بروز بیشتر و گستردهتر شد. از طرف دیگر به علت سیاست استعماری دولتهای غربی بهویژه روس و انگلیس سرنوشت ایران با سیاست کشورهای دیگر آمیخته میشود. مجموعه این عوامل به اضافه تحولات داخلی، دگرگونیهای اجتماعی بزرگ و عمیقی ایجاد میکند که در انقلاب مشروطیت آثار آن به شکل انفجار آمیزی آشکار شد.
توسعه صنعت چاپ- تأسیس دارالفنون (آموزش به شیوه تازه)، ایجاد ارتش مدرن، پیدایش روزنامه، گسترش افکار دموکراتیک، تماس با فرهنگ غرب و ترجمه ادبیات و علوم اروپائی، تحول در نثر و نظم فارسی، پیدایش عکاسی که خود بیش از نقاّشی نشانگر زندگی روزانه مردم آن زمان بود و به ویژه اثر این صنعت در هنر نقاشی، همه کمابیش مربوط به همین دوره و مقارن با سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه است.
درچنین شرایطی نقاشی رسمی و کلاسیک نیازهای فرهنگی و هنری زمان را برآورده نمیکرد. روز به روز محدویت هنر درباری آشکار تر و محسوس تر میشد. همانطور که در زمینه سیاست و اجتماع روشهای قبلی در تنگنا قرار گرفته بود، هنر هم باید راهی پیدا میکرد وخود را نجات میداد وگرنه در پستوئی که درآن گیر افتاده بود خفه میشد. از طرف دیگر اجتماع ایران هنوز چنان تحولی پیدا نکرده بود که هنر، مستقیماً مخاطبان و خریداران خود را پیدا کند.
هنوز ساخت اجتماع ایران دست نخورده باقی مانده و بطور عمده هم چنان دربار و محافل اشرافی خواستار هنر و پشتیبان هنرمندان هستند. این است که در ضمن تحول، هنرِ تصویری رویهم رفته مثل گذشته وابسته به دربار باقی میماند منتها کمابیش هم توجهی به زندگی اجتماعی درآن راه مییابد و هم جستجوی شیوه بیان رساتری آغاز میشود. دوران طولانی سلطنت ناصرالدین شاه (۱۳۱۳-۱۲۶۴ هجری) نسبتاً دوران امن و آرامی بود و امکان پرداختن به امور هنری و تجمل ذوقی برای درباریان، شاهزادگان و اشراف و ثروتمندان تاحدی وجود داشت. خود شاه هم از ذوق بیبهره نبود. مجموعه این عوامل سبب شد که هنر و صنایع ظریف رونق پیدا کند.
دراین زمان صنعت چاپ که پیشتر وارد ایران شده بود، رواج مییافت. درباریان و اعیان و اشراف ایران به پیروی از سرمشقهای اروپائی خود از روی خودنمائی و چشم و هم چشمی به نقاشی علاقه نشان میدادند، به نوعی تجمل هنری احتیاج پیدا کرده بودند که نتیجه عملی آن رونق کار تصویرگران بود. در چنین محیط فرهنگی و اجتماعی و با رقابت شاهزادگان و طبقات ممتاز شهرهائی چون تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز در جلب هنرمندان، طبعاً گل و بوته سازی، نقش پرندگان روی قلمدان، قاب آئینه و جلد قرآن و کتابهای خطی رونقی بیش از گذشته گرفت.

موضوعات نقاشی دوره قاجار
موضوع در آثار نقاشی این دوره را میتوان به چند گروه مجزا تقسیم کرد: منظرهسازی، شمایلنگاری، صحنههای رزم و بزم، رقص و حرکات موزون، بندبازی و موضوعاتی که با شعر و ادبیات فارسی پیوند دارند. به جز استادان این هنر، نقاشان در کوچه و بازار نیز به طراحی چهره میپرداختند. برخی از آثار نقاشی این دوره با تاثیر از عوالم عرفانی نقش بستهاند.
در طول سده دوازدهم موضوعها و ترکیب بندیهای اروپایی بسیار مورد توجه بود و شاید دیوانها و مرقعاتی که نادر شاه با خود از هند آورده بود (او چهارصد نسخه از این دیوانها را به آستان قدس رضوی هدیه کرد) در این امر بیتاثیر نبودهاست.
شمایلکشی
برخلاف سنت نقاشی دورههای قبل که شمایلنگاری حضرت محمد و ائمه بسیار نادر بود و همواره چهرهٔ آنها را به وسیله نقاب، پوشیده نگه میداشتند؛ نقاشان دوره قاجار شمایلهای متعددی کشیدند و چهره حضرت محمد و علی بدون نقاب ترسیم شد که عموماً تصویری متناسب و زیبا، صورتی گندمگون با محاسنی سیاه ترسیم میکردند. از نمونههای آن میتوان به شمایل علی و حسنین منسوب به بیوک احمری اشاره کرد.
چهرهنگاری
از موضوعات پر اهمیت نقاشی دوره قاجار چهرهنگاری است که برای نصب در اماکن رسمی و دولتی پرداخته میشد. به عنوان مثال نقش چهره، در حالت نشسته روی صندلی، ایستاده تمام قد، دو زانو در حالت نشسته با پشتی و مانند آنها. البته این نقاشیها ویژهٔ پادشاهان قاجار، شاهزادگان، وزرا و دیگر وابستگان به دربار است. در این چهرهپردازیها پرداختن به جزئیات چهره و نیز توصیف شخصیت در درجه اول اهمیت قرار داشت.
مینیاتور
سنت هنر اصیل مینیاتور یا نگارگری که در گذشته به آن «شبیه سازی» میگفتند پس از فروپاشی حکومت صفوی رو به انحطاط رفته بود؛ در دورهٔ قاجار این هنر با نوآوریهای برخی از اساتید دوباره تاحدی احیا شد. البته آنچه که از آن، به عنوان هنر مینیاتور در قاجار اشاره میشود، همانند هنر نگارگری دوره تیموری و صفوی نیست، چرا که در این دوره، با وارد شدن نقاشی اروپایی، فضای سنتی و کهن در قاجار ترک شده بود.
مثلاً تصویرهای کتاب هزار و یک شب که توسط صنیع الملک تصویرسازی شدهاست، تلفیقی از نگارگری ایرانی و نقاشی اروپایی است. همچنین فقدان حامیان هنری قدرتمند و گشادهدست در دربار و کمرونقی هنر کتابسازی و کتابآرایی در این دوره موجب عدم رونق این شیوهٔ پرکار دیرینه شد.
نقاشی گل و بوته
تصاویر گل و گیاهان در بیشتر مینیاتورها، نقاشیهای روی دیوار، کاشیکاریها، نقوش قالی و سایر هنرهای صناعی ایرانی جای گرفتهاست و هنرمندان ایرانی از این عناصر زیبا در طرحهای خود بسیار استفاده کردهاند. از اساتید معروف و متبحر گل و بوته و آب رنگ «لطفعلی خان شیرازی» است که در زمان محمد شاه میزیستهاست.
کارهای روغنی او به ویژه آثار روی جلد کتاب، از آثار گرانبهای کتابخانه سلطنتی است. «شاردن» درباره نقاشی ایران میگوید: ایرانیان در کشیدن تصاویر و طرحهای فرنگی بینظیر و در ترسیم نمونههای گل که در این طرحها از رنگهای شاد و زیبا استفاده میکنند، بیرقیب هستند.
نقاشی گل و مرغ
نقاشی گل و مرغ از شیوههای مرسوم نقاشی و نگارگری ایرانی است که از دوران سلجوقی، صفوی و وجود داشت. از نظر تاریخی ترکیب گیاهان و پرندگان از زمان دور شدن ترسیم گیاهان به طرحهای هندسی آغاز شد. زیرا گلها و گیاهان با بافت حلقهای و پر خم و پیچ خود میتوانند طرحهای هندسی را بپذیرند اما پرندگان با نرمی اندامهایشان به طرحهای غیرهندسی نیاز دارند.
آثار گل و مرغ در دورانهای مختلف، تفاوتهایی با هم دارند اما روند تغییرات آنها در طول زمان کند بودهاست و بیشتر در شیوه اجرا تفاوتهایی وجود دارد برای مثال در مکتب شیراز، گلبرگها پُرتر هستند و در مکتبهای دیگری کاملا نازک و اندک هستند.
نقاشی لاکی
نقاشی لاکی ایرانی را نخستین بار بر جلد کتابهایی چند مربوط به اواخر سدةنهم/ پانزدهم که در کتابخانهٔ توپ قاپی استانبول نگهداری میشد، مشاهده کردند. طرح این جلدها با جلدهای چرمی آن روزگار یکی است. ساخت جلدهای لاکی با نقش سنتی لچک و ترنج در دورهٔ قاجار ادامه یافت. علاوه بر این جلدها، چند در لاکی هم از روزگار شاه عباس باقی ماندهاست، اما بیشترین درهای لاکی که در بازار و دیگر جاها به چشم میخورد متعلق به اواخر سدة سیزدهم/ نوزدهم است؛ اگر چه بیشتر آنها کیفیت خوبی دارد.
تا پیش از اواخر سدهٔ یازدهم/ هفدهم به نمو نهای از قلمدان لاکی برنمی خوریم؛ شاید هم نمونهای باقی نمانده باشد. قلمدانهای اولیه غالباً مستطیل شکل بود با در لولایی و نقوش افقی؛ ظاهراً طرحهای عمودی را بعدها به کار گرفتند. اما نوع معمولی قلمدان با گوشههای هلالی شکل و محفظة کشویی نیز در نقاشیهای این دوره دیده میشود؛ هر چند، ظاهراً نمو نهای از آنها باقی نماندهاست.
در نیمة دوم سدة سیزدهم/ نوزدهم به قلمدانهای اهدایی خاصی برمی خوریم که همة سطوح آنها، داخلی و خارجی، پوشیده از نقاشی است. مضمون این نقاشیها غالباً یا صحنههایی است از دربار شاهان قدیم ایران، یا پذیرایی هفت شاه زاده خانم از بهرام گور در کلاه فرنگیهایی پر نقش و نگار.
در سدهٔ دوازدهم/ هجدهم، انواع جعبهها و قابهای آیینه و درجهای جواهر به این مجموعه افزوده شد. از این رو، هنگامی که قاجاریان در دهة۱۲۰۰ق/۱۷۹۰م روی کار آمدند، اشیاء لاکی زیادی ساخته میشد و شیوة کار به کمال رسیده بود.
نقاشی لاکی شاخهای از نگارگری به شمار میآمد و زمینه را برای رهایی هنرمند از تکرار ملال آور تصویرسازی برای اشعار شاعران کهن، که طبیعتاً ملزم به مصور ساختن آنها بود، فراهم میکرد. اکنون او میتوانست خود را از قیدهای گذشته برهاند و هر اندیشهای را بیازماید. در واقع، گسترش نقاشی لاکی در سدهٔ دوازدهم/ هجدهم با کاهش شدید مصورسازی کتاب مصادف شد. با این همه، در دورهٔ قاجار توازن میان این دو جریان تا حدی بر قرار شد؛ اگر چه نقاشی لاکی به لحاظ کمیت و ـ به جز چند استثناء انگشت شمار ـ کیفیت در سطحی بالاتر باقی ماند.

